یک گشت دایناسوری و دوست جدید
راستشو بخوای فکرمی کنم که دوستی ها به دل آدم هاست و نه به فاصله جغرافیایی یا میزان دیدن اونا. گلناز جون یکی از دوستای دوره دبیرستان منه که موقع برگشتن از مدرسه همراه هم بودیم یادمه که شاعر بود بعضی وقتا یک ایستگاه مونده به تجریش از اتوبوس پیاده میشدیم و می رفتیم باغ فردوس تاره یک شعرم دو نفره با هم گفتیم. زمان مدرسه روزها همراه هم بودیم. یه مدتی خونه ما عوض شد و خلاصه مدرسه ها عوض شد و .. دیگه از هم خبری نداشتیم گلناز میگه که خوابمو می دیده که پیدام می کنه و دوباره همو می بینیم که همین هم شد شما که تازه دنیا اومده بودی از طریق فیس بوک همو پیدا کردیم و اینقدر مهربونه که با اینکه آمریکا زندگی می کنه هر دفعه که می یاد بهم زنگ می زنه و همو می بی...
نویسنده :
موژان
11:36








